در آرزوی جهانی امن...

... رویای من آن صبح باران خورده ایست که طلوع میکند آرام از پس ابرهای مشرق امیدواری ...

در آرزوی جهانی امن...

... رویای من آن صبح باران خورده ایست که طلوع میکند آرام از پس ابرهای مشرق امیدواری ...

در آرزوی جهانی امن...

*"در آرزوی جهانی امن"
تمنایی کودکانه است...

*اینجا مثل یک شهر بازی آرام و خلوت می ماند برای شیطنت و شلوغی واژه های پراکنده در ذهنم،که همه ی آرام و قرارشان بر هم زدن آرامش من است...واژه هایی که مرا مجبور می کنند به درگیری های ذهنی و کشف ناشناخته ها و تجربه هایی نو...

*متنها و قطعه های ادبی و اشعاری که اینجا میخوانید زاییده ی ذهن من هستند...لطفاً آنها را از مادرشان جدا نسازید.غریبی میکنند. :)

*«مِسْکِینٌ ابْنُ آدَمَ مَکْتُومُ الْأَجَلِ مَکْنُونُ الْعِلَلِ مَحْفُوظُ الْعَمَلِ تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَةُ »

بیچاره است فرزند ادم : اجل او پنهان است ، بیماری هایش درخفا ، عملش ثبت می شود ، یک پشه او را اذیت می کندو جستن اب در گلو او را می کشد، و یک عرق او را بدبو می کند ...



آخرین مطالب

  • ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۱۳ عجب!
  • ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۱ !

بوسه ای دخترانه بر دست پدر...

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۹ ق.ظ

دیشب انتظار داشتم باز هم خواب آشفته ببینم .مثل بیشتر شبهای این چند سال اخیر...خوابهای آشفته ای که بعد از بیدار شدن سرت را تا مرز انفجار پیش ببرد...خوابهایی که فقط من میفهممشان و نمی شود هم برای کسی تعریف کرد چون هیچ کس درکشان نمی کند و سر در نمی آورد...

اما دیشب نمی دانم چه شد که خواب رهبر عزیز را دیدم...در کوچه ی ما قدم میزد ...تنها و بی هیچ همراهی از روبرو می آمد.و از آنجا که بوسیدن دست ایشان برای من یک آرزو و هدف است :) از همان فاصله دور زوم کردم به دست ایشان...همیشه در واقعیت می گویم که دوست دارم دستشان را بی واسطه ببوسم و می دانم که لذتی دارد دلنشین...خواهرم هم همیشه می گوید که حرام است و نمی شود...! ولی من اصرار دارم که برایم مهم نیست و باید روزی محقق بشود.. خواهرم می گوید که یکبار خانومی دست ایشان را بوسید اما از پشت چادرش....لذتی ندارد! باید گرمای دست پدرانه اش را حس کنی....

و از انجا که خوابهایم عملاً مرا کنترل میکنند و کلی هم به ریشم میخندند،دیشب هم شیطنتشان گل میکند، و منی که با سرعت قدم بر میداشتم تا خودم را به ایشان برسانم چون حالا کسی نیست که مانع بوسیدن من شود به یکباره آن دستهای پنهان حاکم بر خوابهایم چادرم را پیش کشید و بوسه ی من بروی چادر نشست! حسابی توی ذوقم خورد ...

اما بعدش که این پدر نازنین دستش را دوبار بروی سرم کشید یک دهان کجی جانانه به این دستهای پنهان کردم و خیلی هم ذوق زده شدم...

احساس میکنم در این روزها که به حمایت نیاز دارم و احوالاتم به شدت آشفته است، معنی این خواب و  این دست  حمایت پدرانه و خاصه"معنوی"، یک نشانه است...

بالاخره یک روز عملی اش میکنم....یک بوسه ی جانانه.. بی واسطه..! :)

.

۹۴/۰۷/۱۱ موافقین ۲ مخالفین ۰
تبارک منصوری

نظرات  (۴)

دیدن این خواب ها جگر آدم را حال می آورد آن هم وقت هایی که نیاز مفرط داری به کمک...

اگر بوسیدید لطفا بگویید یک دختر دیگر هم هست که شیفته آن است ببوست دستتان را ... جای من هم لطفن ببوسید...
پاسخ:
فکر میکردم فقط من دچارم...
حتما :)
من هم دو شب قبل خواب یک تنهای نازنین را دیدم.
این جور خواب دیدن ها به نظرم سر را به دیوار زدن دارد!
البته شما نفعش را بردید. من هنوز خودخوری می کنم.
می گویم شما در خواب هستید می دانید که در خواب هستید؟ من که در خواب تقریبا همیشه فکر می کنم بیدارم و وقتی بیدار می شوم می فهمم خواب بوده ام.
پاسخ:
خود خوری چرا؟ :)
من هم توی خواب حس میکنم که بیدارم و واقعیته و بعد از بیدار شدن برعکس میشه...و طبیعیه به نظرم .احتمالا بیشتر افراد این حالت رو دارن...

دچار زیاد است. اگر بوسیدید نیم درصد عملیات بوسیدن را لطفا به حساب من واریز کنید. عوضش تمام گناه آن را من تقبل می کنم. فداکاری از نوع...:))))
من چند بار در چند متری آقا بوده ام. یک برنامه ای هم هست که به خاطر آن ان شاء الله در طی دو ماه آینده پیش آقا می رویم و جلسه خصوصی! است و نهایتا 6-7نفره. اما من هیچ وقت هوس بوسیدن ندارم. دوست دارم یک بار هم شده آقا را بغل کنم.
کتاب رضا امیرخانی را خوانده اید؟ و داستان بغل کردن آقا را؟
پاسخ:
شما که خوش اقبال ترید از من...
حالا من از شما میخوام که به جای من ببوسید.. خدا عاقبت این بوسه رو به خیر کنه... :)
کتابهای امیر خانی رو علی رغم اینکه دارم و در صدد خوندنشون هستم،ولی هنوز پیش نیومده که بخونم.داستان بغل کردن رهبر عزیز توی کتاب "داستان سیستان" ذکر شده؟
http://www.farsnews.com/13941112001099

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی