در آرزوی جهانی امن...

... رویای من آن صبح باران خورده ایست که طلوع میکند آرام از پس ابرهای مشرق امیدواری ...

در آرزوی جهانی امن...

... رویای من آن صبح باران خورده ایست که طلوع میکند آرام از پس ابرهای مشرق امیدواری ...

در آرزوی جهانی امن...

*"در آرزوی جهانی امن"
تمنایی کودکانه است...

*اینجا مثل یک شهر بازی آرام و خلوت می ماند برای شیطنت و شلوغی واژه های پراکنده در ذهنم،که همه ی آرام و قرارشان بر هم زدن آرامش من است...واژه هایی که مرا مجبور می کنند به درگیری های ذهنی و کشف ناشناخته ها و تجربه هایی نو...

*متنها و قطعه های ادبی و اشعاری که اینجا میخوانید زاییده ی ذهن من هستند...لطفاً آنها را از مادرشان جدا نسازید.غریبی میکنند. :)

*«مِسْکِینٌ ابْنُ آدَمَ مَکْتُومُ الْأَجَلِ مَکْنُونُ الْعِلَلِ مَحْفُوظُ الْعَمَلِ تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَةُ »

بیچاره است فرزند ادم : اجل او پنهان است ، بیماری هایش درخفا ، عملش ثبت می شود ، یک پشه او را اذیت می کندو جستن اب در گلو او را می کشد، و یک عرق او را بدبو می کند ...



آخرین مطالب

26 سالگی...

جمعه, ۱۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۵۱ ب.ظ

*26 سالگی ام در شب سرد سوم دی ماه پشت در اتاقم آمد...پیوسته در می کوبید...در را برایش باز کردم و در حالی که از سرما به خودش می لرزید آمد تو و رفت سر جای همیشگی من نشست و بعد از کمی مکث شروع کرد به حرف زدن...بر خلاف سن و سالهای قبل،خودش به استقبال من آمد...خب، این کار او کمی بوی درگیری می دهد و حرف و نصیحت و تعهد و قول گرفتن و این داستانها...رو راستی اش را تحسین میکنم و خب همه اینها نشان میدهد که او نگران من است...

بیچاره با همه تجهیزات نظامی اش آمده بود تا مرا سر به راه کند...با توپ و تشرها و ضد تانکها و تیر بارها و موشکهای کروزش... و من، دارم کم کم به تعهداتم عمل میکنم...اما او فکر میکند که از ترس اینها تسلیم و سر به راه شدم...راستش نه...پای یک تهدید خیلی وحشتناک تر این وسط بود...

"زمان"...

 

 

*یک وَرِ ضد حال زن و کلاً بی خیالی دارم که لا به لای نوشته های نسبتا قدیمی و احساسی و جدی ام می چرخد و هی دهان کجی میکند...(تقریبا مثل کاراکتر کیا در خندوانه!!) . سالنامه ای دارم که غالبا محل ثبت یادداشتهای من هست...چند وقت پیش،بطور اتفاقی یکی از صفحاتش باز شد و در گوشه ی بالای صفحه چنین نوشتم: "مرا چه می شود در این روز و در این ماه؟(پنج شنبه 1 مهر ماه بود) کجای این دنیا خواهم ایستاد؟و شاید هم هیچ کجای این دنیا اثری از من نباشد..."

چند ماه بعد این صفحه و یادداشت را دیدم و در حالی که چند روزی از تاریخ مذکور گذشته بود،زیر آن نوشتم : "جای خاصی نبودم...عروسی بودم (و یک شکلک خنده :) هر هر هر هر ...اتفاقاً اعصابم هم خرد شده بود!"

به همین سادگی همه چیز را خراب میکند! یا مثلا زیر جمله ی ادبی و شاعرانه ام ،یک "برو بابا"! می چپاند و می رود !

 

*تا حالا به صدای سرفه یک بچه ی دو تا سه ساله دقت کردید؟ دقت کنید خیلی بامزه است :))

به شدت دوست دارم بدانم مخترع کفش جغجغه دار بچه ها چه کسی بوده !

 

و به شدت عاشق این کفش شدم !

 

 

۹۵/۱۰/۱۰ موافقین ۴ مخالفین ۰
تبارک منصوری

نظرات  (۱۴)

۱۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۸ کمی خلوت گزیده!
عمرت با برکت...

3 سال و نیم از من کوچکتری :)
پاسخ:
سپاس فرااااواااان عزیزم :*


 :)

مبارک باشه تولد و عمری که گرفتی

باقیش هم نیکو بگذره برایت

پاسخ:
متشکرم دوست عزیز :)
۱۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۷ شایسته ای
27 سالگیت بهتر و بهتر و بهتر باشه ان شاءالله عزیز دلم :):*:*:*:*:*
 اونوخ میگه من استعداد داستان نویسی ندارم :|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

پاسخ:
عزیز منی :*
تشکرات فراوان :*

تو الان استعداد دیدی؟کو؟نشونم بده :|

۱۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۵ مجتبی خزاعی
تبریک میگم خیلی، به امید سالی پر از خیر و برکت ...

اون ورِ ضدِ حال زن و بی خیال رو من هم دارم، مثلا متن پایان نامه ام بیشتر از 12 نفر ساعت هنوز کار داره و کمتر از 12 ساعت دیگه باید تحویلش بدم و من نمیدونم اون ورِ بی خیالِ من کی میخواد بی خیالِ من بشه :))
پاسخ:
متشکرم :)
ان شاءالله

بنظرم یه دونه زیر گوشش بخوابونید این دیگه جداً بی خیاله ! :))
ان شاءالله که موفق باشید.
۱۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۰۵ شایسته ای
کم ندیدم ......
مثلا یه چشمش اینه که تو تونستی 26 سالگیت رو تبدیل به یه شخصیت داستانی کنی و این عالیه^__^
پاسخ:
استاد شایسته،شما بگی خوبه حتما خوبه دیگه =)))
شکلک ذوق مرگ چه شکلیه؟ من الان همونم :*
۱۱ دی ۹۵ ، ۰۱:۴۸ فاطمه غلامی
خیر مقدم عرض میکنم خدمت 26 سالگیتون :)
ان شالله 120 سالگیتون کنار نوه و نتیجه ها

این که کفش نیست، عشقه
ولی مخترع کفش جغجغه دار رو اگه ببینم گردنش رو میشکنم یقینا :/
پاسخ:
ممنونم از محبتتون :)
120 سالگی...بنظرم مادربزرگ به شدت خنده داری میشم :))

این کفش از طراحی های جدید نایکه و واقعا هم عشقه...

نگید که اون صدای بانمک گوگولی مگولی آزارتون میده !!! میده واقعا؟؟ :|



۱۱ دی ۹۵ ، ۰۹:۱۱ مجتبی خزاعی
ممنون از نصیحتتون:) چنان خوابوندم زیر گوشش که صدای سه فازش اومد
اون ورِ جوگیرم پا شد کار 12 ساعته رو 6 ساعته تموم کرد، خدا رو شکر به خیر گذشت :))
پاسخ:
خب خدا رو شکر :)

خشونت گاهی لازمه :))

ولی قشنگ مشخصه جوری زدین که حساب کار دست وَرهای دیگه اومد! :))
قشنگ مینویسین!
تولدتون هم به رسم عادت تبریک! اگرچه تولد از نظر من تبریک نداره :)
پاسخ:
متشکرم،لطف داری :))

اتفاقای خوب تبریک داره دیگه ...اومدن منم اتفاق خوب این دنیا بود =)))))
بازم ممنون.
تولدت مبااارک عزیز دلممم
بخاطر اون اتفاق ناخوشایند نشد جشن برات بگیریم
ایشالله جشن تو و پسرمو باهم میگیریم

نوشتت مث همیشه عااالی وبکر وخلاق بود
پاسخ:
ممنون عزیزم...
نه دیگه خجالت میکشم با این هیکلم :))
پسرتو عشقه :* قربون دی ماهی خاله اش برم ...

لطف داری گلم :*
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۲:۰۵ شایسته ای
منم از لفظ استاد دارم فکر میکنم ذوق مرگ شم یا نه :دی
برو دنبالش ... جدی میگم ... کتاب راجع بش بخون ... کلاسای خلاقیت و داستان نویسی برو ... جلسه های نقد کتاب ... مطمئنم که اگه بخوای موفق میشی ان شاءالله ^__^
پاسخ:
دلم میخواد واقعا ولی شرایطشو ندارم متاسفانه...



۱۲ دی ۹۵ ، ۰۲:۱۴ ئه وینار ...
تولدت پساپس مبارک)پساپس مقابل پیشاپیش است(
انشاالله صد و بیست سالگی ات را خودم بهت تبریک بگم 😆
🎂🎁🎄🎊🎉🎊🎉🎈🎈🎈🎈🎈
+بچه ها تو اون سنی که گفتی از اعماق تهشون سرفه می زنن😂😂خیلی با مزه اس
++گفتی کفش دلم بادوم هندی خواست😢
پاسخ:
متشکرم عزیزم :*

عااااا میخوای 120 سال عمر کنی؟ بی خیال بابا :|

میشیم دوتا پیرزن هاف هافو،بعد تو میای که مثلا بهم تبریک بگی بعد آلزایمرت عود میکنه کلا یادت میره واسه چی اومده بودی :))) منم یه سرفه میکنم و سکته رو میزنم و تمام :))))

جدی تو هم دقت کردی؟ خیلی سرفه اشون خوردنیه =)))

ببین،بنظرم تو به 120 سالگی فکر نکن اصلا!  آخه بادوم هندی و کفش!!!!؟حداقل کشمش هوس میکردی یا کتلت یا کباب..چیزی که به کفش ربط داشته باشه :)))


۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۱۶ ئه وینار ...
نمیخوام اینا که گفتی اصلا حس کفشو بهم ندادن
فقط بادوم هندی😍😛
پاسخ:
از دست تو ! :))))

خب هوس کن هوس کردن چیز خوبیست! ^____^
مگه من کم هوس کیک میکنم تو پستات :(

بله از اون جهت تبریک داره :) ولی خوب به چرخش خورشید و ماه و ستاره بستگی نداره دیگه ;))
پاسخ:
خب همین چرخش ماه و خورشید و ستاره است که مشخص میکنه من کی به دنیا اومدم :)))
۱۳ دی ۹۵ ، ۰۱:۳۴ شایسته ای
حتما خیره :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی